الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
208
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
فرمود : نه ، خدا را مىخوانم كه « رحمن » و « رحيم » است . سپس ادامه داد ، هنگامى كه به آيه « فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَثَمُودَ » ( آيه 13 همين سوره ) رسيد ، « وليد » از شنيدن آن لرزيد و مو بر تنش راست شد ، از جا بر خواست و به سوى خانه خود رفت و به سراغ قريش نيامد ! قريش گفتند : اى « ابو جهل » ! مثل اينكه « وليد بن مغيره » متمايل به دين محمد شده است ، آيا نمىبينى به سراغ ما نيامد ، و سخنان او را پذيرفت ، و به منزلش رفت ؟ به همين جهت قريش سخت غمگين شدند . روز ديگر « ابو جهل » به سراغ او آمد گفت : اى عمو ! ( وليد عموى ابو جهل بود ) ما را سر به زير و رسوا كردى ! وليد گفت : مگر چه شده ، فرزند برادر ؟ ! گفت : تو دلباخته آئين محمد شدى ؟ وليد گفت : من به هيچوجه دلبستگى پيدا نكردم ، و من بر همان دين قبيله و نياكانم هستم ، ولى من سخن سخت و پيچيده اى از او شنيدم كه از شنيدنش مو بر تن انسان راست مىشود ! ابو جهل گفت : شعر است ؟ گفت : ابدا ، شعر نيست . گفت : خطبههاى موزون است ؟ گفت : نه ، خطبه كلامى است به هم پيوسته و يك نواخت ، و اين سخنانى است متفاوت كه هموزن يكديگر نمىباشد ، اما درخشندگى خاصى دارد ! گفت كه « كهانت » است ؟ ! گفت : نه . گفت : پس چيست ؟